بندها
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 11:37
آدم از هر چیز بترسد بندهاش میشودنانوشته: از من نخوانده بگیرید، از خود گناه هم نباید ترسید و الا از خدا جا میمانیم، خدای ما خدا همه جاست حتی آنجا...
ما هم به این معنا آلوده شدیم
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 11:37
https://telegram.me/khedmatnevesht
پینگ پنگ
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:16
اگر بخواهی به همه «بیهوده گویی ها»ی دنیا پاسخ بدهی حکمتی به زبانت نمی آید. «کلمه» ای که با «پرسش های باریک» که در اتفاقات هر روزه نهفته اند، زاده می شود به کارِ «گزافه های زمخت» نمی آید
ذکرِ یقین
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:16
آدم وقتی «پیشِ خودش» فکر می کند مطمئن است اما وقتی «دیگران»ی حرف های خودشان را به گوش او می خوانند کمی تامل می کند، مکس می کند، کلماتش را اگر عوض نکند «ملایم» می کند تا عاقل تر «به نظر» برسد و حرفش جدی گرفته شود حالا تصور کن آن «دیگر»ی که حرفش را توی گوش آدم می خواند با آن که «پیشِ خودش» همیشه ابعاد...
آینه بی تاب!
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:15
قدیم تر ها برای اینکه در «حال» استمرار داشته باشم گمان می کردم باید هر لحظه چیزی «فوق العاده» بیابم و ذهن خود را «تسلیم» او کنم تا بر روی «آن» ی که می گذرد متمرکز شوم. تازگی ها فهمیدم «جورِ دیگر» قضیه می تواند درست تر باشد. این حقیقت که «تنها چیز فوق العاده دنیا تصورِ فوق العاده بودنه» می تواند راه ...
طعم واقعی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:15
واقعیت «تلخ» نیست، فقط مزه ش با «اونی که خیال میکردی» فرق داره
کلمه
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:15
تنها چیزی که می تونه دیوارها رو جابه کنه «کلمه» ست. وقتی یک «گمان» دور فکر آدم رو دیوار می کشه تا دنیا رو، «آینه» رو، آینده و حال رو، جور دیگه ای، اون طور که نیست، ببینه، تنها چیزی که به داد آدم می رسه یه چیزه: «کلمه» وقتی احساس آدم توی دالون های بی سر و تهِ خیالاتش نشت نکرده باشه و رنجِ هر لحظه ی ز...
بالاتر از خیال
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:15
یادت هست «هامون» را؟ یادت هست دیوانه ای را که دوست داشت روی آن صندلی چرخ دار بنشیند و بازی کند؟ آن دیوانه تر را چه؟ آن که دوست داشت از خودش خون بگیرد؟ دیوانه تر من بودم اما آن که خون داد تو بودی...
عقلِ معاش
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:15
یک دمپاییِ گرون، بهتر از یه کفش ارزونِ